تبلیغات
هر که دارد هوس کرببلا ...

هر که دارد هوس کرببلا ...
این وبلاگ متوسل به شهید امیر اقدامی می باشد. با وضوی دل وارد شوید.
قالب وبلاگ
آرنولد تویبی، مورخ معروف انگلیسی می گوید:
ما بخواهیم بخوبی سیر تحولات تاریخ بشریت را نگاه بکنیم بجای این که به قومیتها، دولتها و مناطق جغرافیایی نگاه بکنیم، باید به تمدنها نظر بیفکنیم، و رشد تمدنها را مورد بررسی قرار بدهیم. او می گوید دو تمدن بزرگی که بخش اصلی - و کلیدی را در رشد و تحولات تاریخ بشریت، برعهده داشته اند، عبارت از تمدن غرب و تمدن شرق بوده اند که رقابت، تعارض و چالش و درگیری میان این دو تمدن زمینه اصلی رشد بشریت را فراهم آورده است.                      در دورانی که، افلاطون و ارسطو، سقراط و سایر اندیشمندان یونانی در اوج تفکرات و اندیشه جهانی بودند، شرق در حالت خفته بود، چیزی برای ارائه کردن نداشت. ولی زمانی رسید که با ظهور اسلام در سال 650 میلادی به تدریج آن تمدن یونانی نزول کرد و تمدن شرق یا تمدن اسلام اوج گرفت.                                                 
دورانی که بغداد، اسکندرن - اندلس در اوج شکوفایی مدنیت بودند، اروپا در خواب غفلت بود. و باز می گوید رنسانس تغییر و چرخش دیگری را بوجود آورد. یعنی رنسانس منتهی به این شد که اروپا از خواب غفلت بیدار بشود و بتواند به سرعت جایگاه قبلی خودش را که در یونان باستان داشت بدست بیاورد و شرق یا مسلمانها عقب نشینی کردند و به هزیز ذلت رسیدند اما در عین حال این واقعیت نیز از دید صاحب نظر غرب پنهان نمانده است که اگر مستضعفان آگاه بر ضد سلسله غرب به شورش برخیزند این خفته دوباره بیدار خواهد شد، بانگ این شورش ممکن است در برانگیختن روحیه اسلام خواهی موثر باشد.
اگر وضع کنونی بشر به جنگ نژادی منجر شود، اسلام ممکن است بار دیگر برای ایفای نقش تاریخی خود قیام کند.
 
می گوید برخورد و درگیری تمدن غرب و شرق همواره این حالت را داشته و در آینده نیز خواهد داشت یعنی یک تمدن در هزیز ذلت است دیگری در اوج قدرت البته در یک مقطعی این سیر نزولی را پیدا می کند و دیگر سیر صعودی پیدا می کند این نقاط بسیار مهمند که در واقع در تاریخ به اینها نقطه عطف می گویند، که این نقطه عطف، نقطه درگیری است. و این درگیری بین دو تمدن نشان می دهد که حرکت صعودی یک تمدن آغاز شده و همین طور حرکت نزولی تمدن دیگر.

و ما چنانچه ظهور اسلام را در سال 650 یکی از این نقاط عطف می بینیم و رنسانس را نقطه عطف دیگر اگر واقعا بر اساس این پیش بینی که مورخ انگلیسی مطرح ساخته پیش برویم می توانیم بگوئیم که به طور قطع انقلاب اسلامی نیز نقطه عطف اخیر است که این نقطه عطف اخیر را می توان همان پیش بینی در سال 1947 دانست، بیداریهایی که مردم مستضعف در سراسر جهان پیدا کردند و نقشی که انقلاب اسلامی در این خصوص داشت بسیار کلیدی و مهم بود. شما اگر تاریخ رنسانس را مطالعه بکنید می بیند رنسانس یک نوآوریهایی کرد. رنسانس آمد به دوره تضاد علم و مسیحیت خاتمه داد و بر خرافاتی که در مسیحیت بود خط بطلان کشید.  
حالا انقلاب اسلامی نیز نوآوریهایی که داشت، این بود که طرز تلقی مادی از تحلیل قدرت را زیرو رو کرد. قبل از پیروزی انقلاب محاسباتی که می شد راجع به قدرت، محاسبات صرفا بر اساس کمی و ابزار مادی قدرت بود، در دوران نظام دو قطبی که نوعی توازن قُوا بین شرق و غرب وجود داشت، بحث بر سر این بود که ذرات خانه های اتمی این دو قدرت کدام بیشتر است.                           
یعنی توازن قدرت تبدیل به توازن وحشت بشر بود. تلقی ایی که وجود داشت این بود که هر کس بر مدرنترین تکنولوژی تسلیحاتی مسلط باشد و بیشترین ابزار قدرت را در اختیار داشته باشد، او حرف اول رادر دنیا می زند. نظام دوقطبی هم عینا بر همین اساس بود که برای ایمن بودن کشورهای دیگر دنیا چاره ای ندارند یا زیر چتر بولک غرب باشند یا بولک شرق.                       
و دقیقا همین حرفی که اخیرا بعد از 11 سپتامبر توسط جرج بوش گفته شد، پیشتر توسط استالین گفته شده بود.   اصولا چیزی به نام بی طرفی معنی ندارد و کشورها هیج راهی ندارند.                                        
تنها پدیده ای که این قانون مندی را بر هم زد انقلاب اسلامی بود، یعنی انقلاب اسلامی آمد و روی این قانون یک خط بطلانی کشید آن هم زمانی بود که حضرت امام فرمودند که: آمریکا از شوروی بدتر و شوروی از آمریکا بدتر و انگلیس از هر دو پلیدتر و همه از هم پلیدتر می باشند. و فرمودند، مجموعه اینها استکبار جهانی می باشد. یکدفعه متوجه شدن که این حرف یک حرف جدید است، نوآوری حضرت امام این بود و در 15 خرداد، هم شوروی و هم امریکا، قیام 15 خرداد را محکومت کردند و بعد هم در دوران انقلاب هر دو قدرت از شاه حمایت کردند، حتی در جنگ تحمیلی که همه ما شاهد بودیم هر دو از عراق و صدام حمایت می کردند یعنی فهمیدند این مدل و چیزیی که امام و انقلاب اسلامی آورده یک پدیده جدید است.

نوآوری دیگری که آورد و نظریات اندیشمندان را برهم زد، آن بازگشت به مذهب بود شما اگر تحلیلهای حتی مذهبی دوران قبل از انقلاب را ملاحظه بکنید، می بینید پایه همه تحلیلهایی که بخصوص با تکیه بر روشنفکری وجود دارد پایه های تحلیلی اش مادی است.  

اما امام با طرح بازگشت به اصالت مذهب این روند را نیز تغییر داد. و این تحول، تحول عظیمی بود و هست.البته این بیداری از زمان سید جمال الدین اسد آبادی به طور جدی مطرح بود و واقعا سید جمال نقش بسیار مهمی در بیداری اسلامی داشت.
به دنبالش شاگردانش عبدو و رشید رضا هم نقش داشتند، ولی در اجرائی کردن و در پیاده کردن بیداری ناکام مانده اند.                 
امام راحل از نوآوریهایی که داشت این بود که این را عملی و اجرا یش کرد یعنی نشان داد که در قرن بیستم و بیست و یکم هم می شود با تکیه بر ارزشهای اسلامی نظامی را پدید آورد. و حتی این نظام توانایی اداره جامعه ای راتحت ارزشهای اسلامی دارد.                             
اگر چه لیبرالها از روزهای اول تلاش داشتن که بگویند این انقلاب، یک انقلاب ایرانی بود و انقلاب اسلامی به معنای وسیع کلمه نبود، حتی جمهوری دمکراتیک اسلامی را مطرح کردند حتی گفتند ما انقلاب مان را به هیچ جا صادر نمی کنیم، ولی امام آمد و فرمودند نه دمکراتیک و نه چیز دیگر و ما انقلابمان را صادر می کنیم این چیزی بود که بطور جدی و به عنوان یک نوآوری مطرح شد و در قالب ارزشهای اسلامی رشد علمی و تمدنی داشت.

او آمد ای مطلب را تغییر داد و بازگشت به خویشتن را مطرح ساخت. کاری که غربیها نیز انجام داده اند.  به هر حال آنچه که نباید تردید داشت این است که زنگ خطر برای تمدن و فرهنگ غربی با انقلاب اسلامی زده شد. اولین ضربه ای که زده شد، نظام دو قطبی و نظام هسته ای بود که در غرب حرف اول را می زد.

 اما نشان داد که این نیز قابل شکستن است. معلوم شد که هسته قدرت ـ ضرورتاـ قدرت مادی نیست، بلکه قدرت ایمان و جهاد و شهادت هم می تواند حرف اول را بزند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، غربیها به طور جدی متوجه این خطر شدند شما می بینید که هشدارهای دولتمردان غربی ها همه از خطر بیداری و قدرت اسلام است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مرتب تکرار می شود. حوادثی که در طی این 25 سال رخ داد و همه ترورها و توطئه ها، جنگ تحمیلی و اتفاقاتی که اکنون بعنوان یک حرکت سیاسی فرهنگی صورت می گیرد، همه اینها مجموعه ای از توطئه هایی است که نشان از نگرانی استکبار از انقلاب اسلامی دارد.                                                      
جالب است که این ابزار قدرت، یعنی بیداری ملت ها و رویکرد به هویت قدری نیست که بتوان با آن رقابت کرد یا به کنترلش درآورد. حرکت های مرموز امروز در اشغال افغانستان، عراق و تحدید سایر کشورها و خط و نشان ها به جمهوری اسلامی ایران و طرح تحریم ها و دخالت در امور ایران و در این اواخر بحث و جنجال پیرامون امکانات هسته ای ایران بدون تردید حرکت جدید و همه جانبه استکبار و صهیونیست واکنش بر اقتدارگرایی ایران در جوامع بین المللی است. و اینها روی خصومت و ترسی که دارند، شرایط نوین ایران اسلامی را تحمل نمی کنند.

امّا من باید تاکید کنم نسل مسلمان امروز به دلیل این که پشتوانه ای به نام همت جمعی و اراده عمومی و به دنبال آن لطف و توجه  خداوند را دارد از، حرکت باز نخواهد ایستاد و این نویدی است به این که ما، در مسیر آماده سازی برای ظهور امام مهدی(عج) حرکت می کنیم.




طبقه بندی: بیداری اسلامی ،
[ 1 اسفند 91 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ خادم شهداء ] [ بیداری؟ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دیروز از هرچه بود گذشتیم امروزاز هرچه بودیم گذشتیم آنجا پشت خاکریز بودیم واینجا در پناه میز دیروز دنبال گمنامی بودیم وامروز مواظبیم ناممان گم نشود جبهه بوی ایمان می داد واینجا ایمانمان بو میدهد آنجا درب اتاقمان می نوشتیم«یا حسین فرماندهی ازآن توست» الان مینویسیم«بدون هماهنگی وارد نشوید» الهی! نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مصیر برنگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم
قسمتی از وصیتنامه ی سردار شهید شوشتری
نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب