تبلیغات
هر که دارد هوس کرببلا ...

هر که دارد هوس کرببلا ...
این وبلاگ متوسل به شهید امیر اقدامی می باشد. با وضوی دل وارد شوید.
قالب وبلاگ

قبل از عملیات والفجر مقدماتی بود، شب جمعه برادران درخواست کردند که برای خواندن دعای پر فیض کمیل در مسجد پادگان جمع شویم. یکی از دوستان نابینا بود و جایی را نمی‌دید. قبل از اعزام، هرچه تلاش کردند تا مانع از آمدنش به جبهه شوند موفق نشدند. می‌گفت: «می‌توانم لااقل آب برای رزمندگان بریزم»

آن شب در اواسط دعا بلند شد. مدام صدا می‌زد: «یابن‌الحسن (عج)، مهدی جان کجا می‌روی؟ من نابینا هستم. من نابینای چشم بسته را از این گرفتاری و فلاکت نجات بده». در حال گریه به راه افتاد و 20 متری جلو رفت و فریاد زد: «خدا را شکر، خدا را شکر، چشمانش باز شد، بچه‌ها دورش حلقه زدند و او را غرق بوسه کردند. آن شب همگی خدا را شکر کردیم که امام زمان (عج) به مجلس‌مان عنایت نمودند»




طبقه بندی: تعمیرگاه،
[ 16 بهمن 93 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ خادم شهداء ] [ دلنوشته ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دیروز از هرچه بود گذشتیم امروزاز هرچه بودیم گذشتیم آنجا پشت خاکریز بودیم واینجا در پناه میز دیروز دنبال گمنامی بودیم وامروز مواظبیم ناممان گم نشود جبهه بوی ایمان می داد واینجا ایمانمان بو میدهد آنجا درب اتاقمان می نوشتیم«یا حسین فرماندهی ازآن توست» الان مینویسیم«بدون هماهنگی وارد نشوید» الهی! نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مصیر برنگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم
قسمتی از وصیتنامه ی سردار شهید شوشتری
نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب